جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
541
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
و مىخواهند كه مردم را متوجه اين نكته سازند كه : انسان برادر انسان است . ولى البته ما نمىبينيم كه آنان قوانين قاطعى را وضع كنند كه بهطور كلى بردگى را باطل و لغو سازد و در اين موضوع حقيقتى براى ما روشن مىگردد كه ناچار بايد به آن اعتراف كنيم و آن اينكه سير تاريخ روش خاصى دارد كه حتى در تفكّر بزرگان و نوابغ نيز تأثير مىگذارد و آنان را وادار مىسازد كه اصول و حدود معين و خاصى را بپذيرند . ولى آن گروه از دانشمندان روم كه اعلام نمودند نظام بردگى با طبيعت تضاد دارد ، بدون شك آنان نمونههاى گرانقدر و درخشانى از متفكرانى هستند كه انسانيت در آنها تكامل يافته و جلوهگر شده تا آنان توانستهاند سخن بگويند ، بدانسان كه گويى به آنان وحى و الهام شده است . و در هر صورت ، آنان گروه قليلى هستند ، وانگهى آرا و افكارشان هم از حدود نظريه و تئورى كلى خارج نشده كه به شكل قانون قابل اجرايى درآمده باشد . و ما در تاريخ بعد مىبينيم پس از آنكه روم پيروزىهاى قاطعى بر كارتاژ بهدست آورد ( متأسفانه اين پيروزى بهجاى آنكه براى رفاه حال فقرا و بينوايان روم بهكار رود ، آنان را در دوزخ فقر و بدبختى سرنگون ساخت ) تيبريوس « 1 » بر سر طبقه ثروتمند كه وحشيانه توده مردم را زير
--> ( 1 ) . تيبريوس گراكوس و برادرش كايوس از پلبئينها بودند . نخست برادر بزرگ كه تيبريوس نام داشت در سال 133 قبل از ميلاد ، تربين ، يعنى مدافع عوام شد و خواست كه آژرپوبليكوس يا خالصجات ملى را در بين فقراء تقسيم نموده و طبقه خرده مالكين را مجدداً تشكيل دهد . وى عقيده داشت : « اگر آنچه را بزرگان بدون استحقاق بهدست آوردهاند پس بدهند ، ممكن است هزاران خانواده بىبضاعت را متمول نموده و سرانجام تيبريوس بهتحريك اشراف ، در آشوبى كشته شد . به زندگانى تيبريوس گراكوس ، تأليف پلوتارك و تاريخ عمومى آلبرماله رجوع شود . م